دوباره سلام اگه توی نظر های قسمت پایین نگاه کنید یه دوست خوب برامون نوشته کتاب پریچهر
مودب پور تعریفی نداره(البته شنیده) حالا می گم اگه اصلا با نوشتن کتاب مودب پور موافق نیستید شما برام بنویسید چه کتابی رو نخونده اید و می خواهید براتون نوشته بشه
فعلا بای![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط فرشته در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 ساعت 20:38 موضوع | لینک ثابت
سلام می خواهم از موقعی که تعداد متغاضی داستان پریچهر اقای مودب پور زیاد شد اون رو به کمک فریماه بنویسم
اگه با نوشتن این موافق هستید در نظر هایی که می دهیدکنار اسمتون شماره ی یک رو بگزارید اگر هم موافق نیستید کنار اسمتون شماره ی دو را بگذارید
هر کسی هم که خوانده کنار اسمش شماره ی سه بزاره و نظرش رو در باره ی این کتاب بده
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط فرشته در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 17:33 موضوع | لینک ثابت
فریما این همه چیزی داد این هم از من:

نوشته شده توسط فرشته در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 ساعت 10:19 موضوع | لینک ثابت
گفتم غم تو دارم**گفتا چشت درآيد! گفتم که ماه من شو**گفتا دلم نخواهد! گفتم خوشا هوايي کزبادصبح خيزد**گفتا هواي گرميست? اَه اَه? عرق درآمد! گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد**گفتا برو به سويي ? تا گلّ ني درآيد! گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد**گفتا که اي واي ديرشد? داد مامان درآمد
نوشته شده توسط فریماه در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 22:35 موضوع | لینک ثابت
ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست
نوشته شده توسط فریماه در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 22:33 موضوع | لینک ثابت
>>>>>>>>>>>>>>>>> bikhiyal / / / / / lotfan baghiyasho nakhoon ================================================================================================== goftam lotfan baghiyasho nakhoon chikar dari???????????? ==================================================================================================================================================================================================================================== na kheyr mesle inke fozoolit nemizare ======================================================= OK =================================================================================mikhastam begam ye boos bede. ![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط فریماه در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 22:32 موضوع | لینک ثابت
روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:
گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم
ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه !!
نوشته شده توسط فرشته در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 11:7 موضوع | لینک ثابت
برای خداحافظی اشک هایم را بدرغه ات کردم که نگویی بی معرفت بود...دوستت دارم را گفتم که نگویی بی حرف رفت...من به اندازه ی خوشبختی تو غمگینم تو به اندازه ی بدبختی من زیبایی
نوشته شده توسط فریماه در سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 21:24 موضوع | لینک ثابت
يارو داشته توي خيابان راه ميرفته كه يكي از راه ميرسه محكم ميزنه توي گوشش يارو بر ميگرده به طرف ميگه شوخي بود يا جدي؟طرف جواب ميده خيلي هم جدي بودو يارو ميگه خوب شد چون من اصلا با كسي شوخي ندارم
نوشته شده توسط فریماه در سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 21:23 موضوع | لینک ثابت
قبل از ازدواج . . . متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوانيد !!! سوالات مامور آمار و جواب های ... آبادان - سلام - سلام ولک - شما چند تا فرزند دارید؟ - به تو چه کوکا!!! - ای بابا ! آقا من مامور آمار هستم! - خو کوکا منم مامورم ! - کارتتون لطفا - خودت کارتت لطفا!! - آقا اصلا شما بچه داری!؟!؟ - نه کوکا تموم کردیم! - خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا! شیراز - سلام - سلام کاکو - شما چند تا فرزند دارید؟ - سه تا کاکو - تعداد دختر و پسر ؟ - سه تاش دختره کاکو - شغلتون ؟ - لوازم آرایشی بهداشتی میفروشم کاکو. - در آمد متوسط ماهانه؟ - 15 میلیون تومن در ماه کاکو. - ببخشید شما خلبان هستید یا کاسب!!!!!؟؟؟؟ - نه جون کاکو من کاسب لوازم آرایشی هسم ! اصفهان - سلام - سلام دادا - شما چند تا فرزند دارید؟ - سی و سه تا - چند تا دختر چند تا پسر ؟ - همش پسرس دادا - تحصیلات؟ - دکترای متالوژی گرایش ذوب آهن . - شغل؟ - برج ساز . - وسیله نقلیه دارید؟ - بله . یه ژیان دارم. خرم آباد - سلام - کر سلام - شما چند تا فرزند دارید؟ - 11 تا دختر 16 پسر جمعا 35 تا . - شغل - فروش بیل و کلنگ یه باشگاه بدنسازی هم دارم ! - تحصیلات ؟ - سیکل - متشکرم. عرب - سلام - السلام علیک! - شما چند تا فرزند دارید؟ - 244 تا - چند تا دختر چند تا پسر!؟ - 200 تا پسر آمار دخترام هم به تو مربوط نی!!!! - متشکرم!!! خدانگهدار - فی امان الله. زاهدان - سلام - شلام - شما چند تا فرزند دارید؟ - شی و هفتا داشتم الان شه تاش مونده! - جان!؟!؟!؟ منظورتون چیه!؟!؟؟! - شی تاشون تو درگیری با نیرو انتظامی کشته شدن! - متاسفم . حالا باقیمانده چندتا دختر و چند تا پسر؟ - شه تا دختر - شغل ؟ - مامور نیروی انتظامی . شتاد مبارزه با مواد مخدر - بسیار عالی!!! قم - سلام حاج آقا - سلام علیکم و رحمه الله برادر . خسته نباشید . خدا قوت ان شاالله . الله اکبر. - ببخشید حاج آقا شما چند تا فرزند دارید؟ - دو تا , یه دختر یه پسر - شغل - مداحی . نوحه خونی . فروش البسه روحانیون و طلبه ها . مدیریت خانه عفاف. - تعداد همسر ؟ - 55 تا - بله!؟!؟!؟!؟!؟!؟! ببخشید بچه هاتون زن زاییدن یا زناتون بچه زاییدن؟! - 54 تا صیغه یک نفر هم نکاح - صحیح . - وقت نماز برادر امری با من نیست؟ - نه متشکرم
مرد: آره، ديگه نمیتونم بيش از اين منتظر بمونم
زن: میخواهى من از پيشت برم؟
مرد: نه! فکرش را هم نکن
زن: منو دوست داری؟
مرد: البته!
زن: آيا تا حالا به من خيانت کردی؟
مرد: نه! چرا چنين سوالى میکنی؟
زن: منو مسافرت میبری؟
مرد: مرتب!
زن: آيا منو میزنی؟
مرد: به هيچوجه! من از اين آدما نيستم !
زن: میتونم بهت اعتماد کنم؟
: بعد از ازدواج
نوشته شده توسط فرشته در شنبه یکم دی 1386 ساعت 21:58 موضوع | لینک ثابت
گفتم بمون اون روز میاد غصه هامون تموم میشه
گفتی اگه باهام باشی لحظه هامون حروم میشه
گفتم که رفتنت یه روز قاب دلم رو میشکنه
گفتی که این بخت تو بود تقدیر تو شکستنه
قسم به عشقمون قسم همش برات دلواپسم
قرار نبود اینجوری شه یهو بشی همه کسم
راستی چی شد چجوری شد این جوری عاشقت شدم
شاید بگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم
بهم گفتي دوستت دارم سرم رو پايين انداختم و گفتم نظر لطفته سرم رو بالا آوردي و تو چشمام نگاه کردي و گفتي نظر لطفم نيست نظر دلمه
بزرگترين درس زندگي اينست كه گاهي احمق ها درست مي گويند.
یک دقیقه سکوت به خاطره به دنیا آمدن کسانی که رفتن را به ماندن ترجیح میدهند
یک دقیقه سکوت به خاطر تمام آرزوهایی که در حد یک فکر کودکانه و ابلهانه باقی ماند
یک دقیقه سکوت به خاطر امیدهایی که به نا امیدی مبدل شد
یک دقیقه سکوت به خاطر ستاره ی کوچکی که همیشه در آسمان پر ستاره و بی انتها تنها ماند
یک دقیقه سکوت به خاطر همه ی سال هایی که دروغ شنیدم
یک دقیقه سکوت به خاطر به خاطر روزها و لحظه های که ادامه دادن ناممکن می نمود اما عبور ناگریز بود
یک دقیقه سکوت...........
به خاطر بارانی شدن.....
بارانی شدن ......
جنازه ی من
همین دیروز به دنیا آمدم و همین فردا خواهم مرد
love is the soul of hearts
عشق روح قلب هاست
love is
عشق
the meaning of peotry
معنای شعر است
the inspration of dreams
الهام رویاهاست
the passion of dance
هیجان رقص است
the music of songs
موسیقی آوازهاست
love is
عشق
the spirit of souls
شور و شوق روح است
the emotion of hearts
احساس قلب است
love is
عشق
peotry of dreams
شعر رویاهاست
the dance of songs
رقص آوازهاست
soul of heart and the
و روح قلب هاست
how you are
آیا می دانی که
the deepest meaning in my life
عمیق ترین معنای زندگی منی
please always know
خواهش می کنم همیشه بدان
that i love you
که بیشتر از هر چیز دیگری در این دنیا دوستت دارم
more than any things else in this world
نوشته شده توسط فرشته در شنبه یکم دی 1386 ساعت 21:50 موضوع | لینک ثابت
يك روز سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد. شخصي نشست و چند ساعت به جدال پروانه براي خارج شدن از سوراخ كوچك ايجاد شده درپيله نگاه كرد
سپس فعاليت پروانه متوقف شد و به نظر رسيد تمام تلاش خود را انجام داده و نمي تواند ادامه دهد.
آن شخص تصميم گرفت به پروانه كمك كند و با قيچي پيله را باز كرد. پروانه به راحتي از پيله خارج شد اما بدنش ضعيف و بالهايش چروك بود.
آن شخص باز هم به تماشاي پروانه ادامه داد چون انتظار داشت كه بالهاي پروانه باز، گسترده و محکم شوند و از بدن پروانه محافظت كنند.
هيچ اتفاقي نيفتاد!!!
در واقع پروانه بقيه عمرش به خزيدن مشغول بود و هرگز نتوانست پرواز کند
چيزي که آن شخص با همه مهربانيش نميدانست اين بود که محدوديت پيله و تلاش لازم براي خروج از سوراخ آن، راهي بود که خدا براي ترشح مايعاتي از بدن پروانه به بالهايش قرار داده بود تا پروانه بعد از خروج از پيله بتواند پرواز کند.
نوشته شده توسط فرشته در شنبه یکم دی 1386 ساعت 21:33 موضوع | لینک ثابت
دروغ پسرانه : 1. خيلي ميخوامت(ماشاالله پسرها همه رو ميخوان) ?.هميشه به يادتم(مخصوصا موقع لالا) ?.تا اخرش با هاتم(ولي از يه نوع ديگش) ?.غير تو به هيچکسي فکر نميکنم(اره جون عمت) ?.من بهت اعتماد کامل دارم(مخصوصا در حين تلفن پشت خطي داشته باشي) ?.تا حالا با هيچ دختري انقدر صميمي نبودم(به جز خواهرم) ?.دوستت دارم(دروغ سال که مد شده
نوشته شده توسط فریماه در شنبه یکم دی 1386 ساعت 17:2 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام من فرشته(فری)متولد 20/2/72هستم . و الان در سن 15سالگی به سر می برم.توی تهران به دنیا اومدم و فعلا هم چسبیدم به تهرون و حالا حالا ها هم ول کن نیستم . واما در باره ی وبلاگ سعی می کنم در باره ی اتفاقات سینما و تلویزیون خبر بدهم وبا هر اپ یک بیوگرافی از یه بازیگر معروف (ندیده همتون رو دوست دارم)
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY